❤ تنهای بی کس ❤

عکس

تو مرا آنقدر آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت...

بکنم دل ز دل چون سنگت...

تو خیالت راحت میروم از قلبت...

میشوم دورترین خاطره در شبهایت...

تو به من میخندی..

باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...

برنمیگردم نه...

میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد...

عشق زیباست و حرمت دارد تو بمان...

دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سردو بی روح شده است...

تو بمان در شهرت..


برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 22:28  توسط تنهای بی کس 

به حُسن و خلق

به حُسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حسُن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید زکلکِ صُنع و یکی

به دلپذیریِ نقش ِنگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکّه ی صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافله ی عمر کان چنان رفتند

که گَردشان به هوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد به خاطر امّیدوار ما نرسد

چنان بِزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از ره گذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصّه ی او

به سمع پادشه کامکار ما نرسد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 9:45  توسط تنهای بی کس  | 

غزل هایم

ak ash www.patugh.ir 11 کارت پستال های عاشقانه و رمانتیک


برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 13:12  توسط تنهای بی کس  | 

کاش بودی...

جای خالی ات پر نمیکند خلأ درونم را 


کاش می بودی زیر نور ماه 

تا میرقصیدم در آغوشت 

و بیرونم میکشیدی از این هاله تنهایی 

این روزها نمی دانم کجای خودم هستم 

با قاشقِ افکارم هم میزنم این ذهن مشوش را 

شاید پیدا شدم در لایه های پنهانم 

اما آزارم میدهد این جای خالی 

هر شب میان ستارگان در جستجوی تو، 

راهی طلوع میشوم 

و باز دست خالی از هیچ " تو " یی بر میگردم 

بر میگردم به همان حس دلتنگی 

همان حسی که همیشه برایم زمزمه میکرد 

لای لایی نبودنت را . .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 12:57  توسط تنهای بی کس  | 

خانه


برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 8:52  توسط تنهای بی کس  | 

خدایا


برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 9:32  توسط تنهای بی کس  | 

دلم

51 کارت پستال عاشقانه


برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 9:37  توسط تنهای بی کس  | 

همیشـــه

همیشـــه نمـــے شود خود را زد به بـــے خیـــالـــے و گفــــت :

تنهــــا آمده ام ؛ تنهـــا مـــیروم …

یڪــ وقـــت هــایـــے !

شایـــد حتـــــے براے ساعتـــے یا دقیــقه اے ؛

ڪــم مــی آورے …

دل وامانـــده ات یــڪــ نفـــر را مـــــے خواهــد !

ڪـــــﮧ تـــا بینهـــــ ـایـــتـــ

عاشقانهـ دوستـــَش دارے … !!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 9:35  توسط تنهای بی کس  | 

فراموشی

فراموشی می آید…

مثل همین پائیز

با ابرهای سهمگینش
دیروز برگ خشکی دیدم
که نمی دانست
از کدام شاخه جدا شده
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 10:56  توسط تنهای بی کس  | 

کوک کن...

 

کوک کن ساعتِ خویش  

          اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

کوک کن ساعت خویش

           که مـؤذّن، شبِ پیـش

                             دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته به خواب

کوک کن ساعتِ خویش 

             شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

                          که سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

                                             دیر برمی خیزند

کوک کن ساعتِ خویش !

که سحرگاه کسی

بقچه در زیر بغل،

راهیِ حمّامی نیست

که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی

کوک کن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این کوچه دگر

خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

کوک کن ساعتِ خویش !

ماکیان ها همه مستِ خوابند

شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

کوک کن ساعتِ خویش !

که در این شهر، دگر مستی نیست

که تو وقتِ سحر، آنگاه که از میکده برمی گردد

از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

کوک کن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

و در این شهر سحرخیزی نیست."

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 8:56  توسط تنهای بی کس  | 

تنها


برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 8:15  توسط تنهای بی کس  | 

مطالب قدیمی‌تر