❤ تنهای بی کس ❤

تو مرا آنقدر آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت...

بکنم دل ز دل چون سنگت...

تو خیالت راحت میروم از قلبت...

میشوم دورترین خاطره در شبهایت...

تو به من میخندی..

باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...

برنمیگردم نه...

میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد...

عشق زیباست و حرمت دارد تو بمان...

دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سردو بی روح شده است...

تو بمان در شهرت..


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 22:28 توسط تنهای بی کس


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 11:48 توسط تنهای بی کس|

تو به من خندیدی و نمی دانستی 
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم 
باغبان از پی من تند دوید 
سیب را دست تو دید 
غضب آلود به من کرد نگاه 
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک 
و تو رفتی و هنوز، 
سالهاست که در گوش من آرام آرام 
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم 
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم 
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت


 " جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق"

من به تو خندیدم 
چون که می دانستم 
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی 
پدرم از پی تو تند دوید 
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه 
پدر پیر من است 
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و 
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک 
دل من گفت: برو 
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ... 
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام 
حیرت و بغض تو تکرار کنان 
می دهد آزارم 
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم 
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

نوشته شده در شنبه دهم آبان 1393ساعت 8:5 توسط تنهای بی کس|


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 8:56 توسط تنهای بی کس|

به حُسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حسُن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید زکلکِ صُنع و یکی

به دلپذیریِ نقش ِنگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکّه ی صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافله ی عمر کان چنان رفتند

که گَردشان به هوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد به خاطر امّیدوار ما نرسد

چنان بِزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از ره گذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصّه ی او

به سمع پادشه کامکار ما نرسد

نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 9:45 توسط تنهای بی کس|

ak ash www.patugh.ir 11 کارت پستال های عاشقانه و رمانتیک


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 13:12 توسط تنهای بی کس|

جای خالی ات پر نمیکند خلأ درونم را 


کاش می بودی زیر نور ماه 

تا میرقصیدم در آغوشت 

و بیرونم میکشیدی از این هاله تنهایی 

این روزها نمی دانم کجای خودم هستم 

با قاشقِ افکارم هم میزنم این ذهن مشوش را 

شاید پیدا شدم در لایه های پنهانم 

اما آزارم میدهد این جای خالی 

هر شب میان ستارگان در جستجوی تو، 

راهی طلوع میشوم 

و باز دست خالی از هیچ " تو " یی بر میگردم 

بر میگردم به همان حس دلتنگی 

همان حسی که همیشه برایم زمزمه میکرد 

لای لایی نبودنت را . .

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 12:57 توسط تنهای بی کس|


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 8:52 توسط تنهای بی کس|


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 9:32 توسط تنهای بی کس|

51 کارت پستال عاشقانه


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 9:37 توسط تنهای بی کس|

همیشـــه نمـــے شود خود را زد به بـــے خیـــالـــے و گفــــت :

تنهــــا آمده ام ؛ تنهـــا مـــیروم …

یڪــ وقـــت هــایـــے !

شایـــد حتـــــے براے ساعتـــے یا دقیــقه اے ؛

ڪــم مــی آورے …

دل وامانـــده ات یــڪــ نفـــر را مـــــے خواهــد !

ڪـــــﮧ تـــا بینهـــــ ـایـــتـــ

عاشقانهـ دوستـــَش دارے … !!

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 9:35 توسط تنهای بی کس|


آخرين مطالب
» عکس
» دل
» خندیدی
» تنهایی
» به حُسن و خلق
» غزل هایم
» کاش بودی...
» خانه
» خدایا
» دلم

Design By : RoozGozar.com